مسعود نیلی اقتصاددان و مدرس بازنشسته دانشگاه من از یک شانس برخوردار بودم؛ اینکه این امکان را پیدا کردم یافته‌های علم اقتصاد را در عرصه سیاست‌گذاری با چشم ببینم. نمی‌دانید این چقدر شانس بزرگی است. خیلی خیلی شانس بزرگی است. یک مثال واقعی می‌زنم. فرض کنید یک نفر وزیر نیرو شده است. رئیس‌جمهور از ابتدا با او شرط کرده که قیمت برق نباید تغییر کند. می‌گوید شما بروید بهره‌وری را بالا ببرید. انگار بهره‌وری چیزی مثل شربت است که هم بزنیم و بریزیم و بخوریم و بگوییم بهره‌وری بالا می‌رود! وزیر نیرو هم خودش مخالف افزایش قیمت برق بوده است. مدتی می‌گذرد و می‌بیند نیروگاه را با این قیمت برق نمی‌شود اداره کرد. نزد رئیس‌جمهور می‌رود و می‌گوید باید فکری بکنید؛ به سازمان برنامه بگویید به من پول بدهد. نه‌تنها نمی‌توانم نیروگاه را اداره کنم، بلکه سالی ۴۰۰۰ مگاوات هم باید سرمایه‌گذاری جدید انجام دهم. این پول را از کجا بیاورم؟ پاسخ این است که قیمت را نمی‌شود زیاد کرد. وزیر می‌گوید من اشتباه کردم که به شما قول دادم. الان حساب‌وکتاب را می‌گویم تا ببینید مسئله چیست. یک راه‌حل پیدا می‌شود: به شرکت گاز می‌گوییم گاز ر…